الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

138

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

و مقام دست از افكار صحيح خود برنمىدارند ، و چه بسا جان خود را در آن راه دهند چنان كه امام حسين ( عليه السلام ) و ياران باوفايش چنين كردند . ولى در مقابل معروف است در زمان هارون مردى را مىبينيم كه : هارون او را احضار كرد و گفت : براى من چه چيزى حاضرى بدهى ؟ ! يعنى تا چه حد آمادگى دارى براى من كار كنى ؟ گفت : مالم را گفت : نه كم است ، پس از مدتى او را خواست ، گفت : چه مقدار حاضرى براى من مايه گذارى ؟ گفت جانم را گفت : نه كم است ، چند مرتبه چنين كرد تا در نهايت گفت : حاضرم ايمانم را براى تو دهم ، گفت آفرين حالا خوب شد ، و دستور داد براى او شمشيرى آوردند ، و در يك شب 70 نفر از اولاد پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را سر زد و در چاهى ريخت ! ! اگر صفحات قرآن را ورق بزنيم در مورد توصيه قرآن به قوّتِ در دين در سه جا خطاب به بنىاسرائيل چنين آمده است : خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّة : « با قوت آنچه به شما داديم بگيريد » . « 1 » در يك جا نيز امر به حضرت موسى ( عليه السلام ) شده : فَخُذْهَا بِقُوَّة وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا : « اى موسى با قوّت دستورات ما را بگير ، و قوم خود را نيز امر كن ، تا به نيكوترين ( يا به بهترين قدرت ) آنها را بگيرند و عمل كنند » . « 2 » در يك جا نيز امر به حضرت يحيى ( عليه السلام ) شده : يَا يَحْيَى خُذ الْكِتَابَ بِقُوَّة : « اى يحيى نوشته ( دستورات ) را با قوت بگير » . « 3 » در مورد اين كه چرا بنىاسرائيل مورد اين خطاب واقع شدند ، به نظر مىرسد ، براى اين بوده كه بنىاسرائيل مدتى در اسارت فرعون بوده ، و زن و مردشان به بيگارى كشيده شده بودند ، و قوتشان را از دست داده و ترسو شده

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيات 69 - 63 و سوره اعراف ، آيه 171 . ( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 145 . ( 3 ) . سوره مريم ، آيه 12 . .